السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

115

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

معتقد است كه دربارهء هر ماهيتى سه چيز مطرح مىشود : 1 . مفهوم عام آن ماهيت ؛ 2 . حصهء آن ماهيت ؛ 3 . فرد آن ماهيت . در ميان اين سه ، اوّلى و دومى در ذهن هستند ولى سومى در خارج تحقق دارد . براى مثال : ماهيت « انسان » يك مفهوم عام دارد كه همان انسان مطلق و مجرد از هر قيدى است كه فقط در ذهن است . اين مفهوم عام حصه‌هايى دارد كه از اضافهء انسان به قيود گوناگون پديد مىآيند ، به گونه‌اى كه اضافه ، داخل و خود قيد ، خارج مىباشد ، مانند انسان مضاف به سفيدى و انسان مضاف به سياهى . اين حصص نيز فقط در ذهن هستند . ماهيت « انسان » علاوه بر مفهوم عام و حصه فرد نيز دارد ، مانند « انسان سفيد » كه عبارت است از انسان به علاوهء اضافه و سفيدى ، يعنى مجموع مقيد ، تقييد و قيد . و آن‌چه در خارج تحقق دارد همان فرد است ، اما وجود ، چون يك امر اعتبارى است ، فرد ندارد و تنها داراى مفهوم عام و حصه است كه هردو از امور ذهنى هستند . نقد : اين پاسخ نيز قابل قبول نيست ، زيرا در اين پاسخ ، گرچه ثبوت مفهومى و ذهنى وجود پذيرفته شده ، امّا ثبوت عينى وجود انكار شده است و اين به معناى نفى اصالت وجود است . يك نكته همان‌گونه كه در آغاز يادآور شديم اشكال مورد بحث ، مبتنى بر قبول اصالت وجود و پذيرش قاعدهء فرعيت است و هيچ‌يك از جواب‌هاى چهارگانهء مذكور نتوانسته‌اند با تحفّظ بر اين دو اصل ، پاسخ مناسبى به اشكال بدهند ، بلكه يا از قاعدهء فرعيت دست برداشته‌اند - چنان‌كه در پاسخ اول و دوم مشاهده شد - و يا اصالت وجود را انكار كرده‌اند - همان‌طور كه در پاسخ سوم و چهارم ملاحظه گرديد - درحالىكه نه مىتوان اصالت وجود را ردّ كرد و نه قاعدهء فرعيت را انكار . ازاين‌رو مؤلف بزرگوار - كه رحمت خداوند بر او باد - فرمود : « و شىء من هذه الاجوبة على فسادها لا يغنى طائلا » .